نویسنده :برچ یورلی
مترجم :محمدرضا افضلی


 

هنگامی که آلک شانزده ساله شد، همه ی امتحانات را گذرانده بود، اما نمی دانست دلش می خواهد چه کاره شود. او در دفتر شرکت کشتیرانی امریکا لاین مشغول کار شد. این شرکت مالک تعدادی از بزرگترین و سریعترین کشتیهایی بود که از اقیانوس اطلس شمالی عبور می کردند. آلک که به عنوان کارمند جزء در این شرکت مشغول کار شده بود، می بایست با دست از روی اسناد نسخه برداری کند، کارهای حسابداری را انجام دهد و صورت بارها و مسافران را ثبت کند. او دقیق و خوب کار می کرد، اما این کار را کسل کننده یافت. آلک جوان بود و به دنبال مسیر زندگی خود می گشت، اما هنوز آن را نیافته بود.

میراث و فرصت

در سال 1901 یکی از عموهای بچه ها درگذشت و برای هر یک از آنها میراثی باقی گذاشت. دکتر تام فلمینگ فوراً با سهم خود مطبی در خیابان هارلی لندن راه انداخت و به زودی بیماران بیشتری پیدا کرد. در این دوران رابرت در کارگاه عدسی سازی به جان پیوست. هر دو این کار را دوست داشتند و در این کار به خوبی جا افتاده بودند. وقتی این دو سهمیه ی خود را دریافت کردند کارگاهی برای خود راه انداختند که به تدریج به شرکتی بزرگ با شعبه های متعدد تبدیل شد. (سالهای بعد، در سال 1942، یکی از مدیران این شرکت به نام هری لمبرت سبب شد که آلگزاندر فلمینگ کار بزرگی انجام دهد.)
تام شاهد بود که آلک، با وجودی که کار خود را با کوشش فراوان انجام می دهد، از کار خود راضی نیست. حرفه ی پزشکی در نظر تام حرفه ای جالب بود که آینده ی مطمئنی نیز داشت. او در این فکر بود که آیا شرکت کشتیرانی فرصت بهتری در اختیار برادر جوان و ناراضی او قرار می دهد یا نه.
او پیشنهاد خود را با آلک در میان گذاشت. چرا آلک با استفاده از پولی که به ارث برده بود، به تحصیل پزشکی نپردازد؟

راههای جدید، چشم اندازهای نو

آلک این فکر را پسندید. راهی برای فرار از کار یکنواخت و کسالت آور در دفتر شرکت کشتیرانی پیدا شده بود. اما این کار بسیار دشوار بود. او نزدیک بیست سال داشت و هفت سال از اغلب دانشجویان سال اول پزشکی بزرگتر بود. او هیچ یک از ویژگیهای لازم برای پذیرش گرفتن از یکی از دانشکده های پزشکی لندن را نداشت، زیرا در سیزده سالگی ترک تحصیل کرده بود.
آلک جسورانه مصمم شد تا ویژگیهای لازم را کسب کند. معلمی پیدا کرد تا شبها به او درس خصوصی بدهد و در ژوئیه ی 1901 در امتحان ورودی شرکت کرد. او در هر شانزده درسی که از آنها امتحان گرفته می شد، نمره ی قبولی گرفت و در اکتبر سال 1901، آلک فلمینگ وارد دانشکده ی پزشکی بیمارستان سَنت مِری شد.
فلمینگ چنان به سرعت با زندگی جدید خود خو گرفت که سالهای کارمندی در شرکت کشتیرانی را از یاد برد. او اکنون می بایست در مورد ساختمان بدن انسان و بافتها و اندامهای آن، با جزئیات دقیق، تحقیق کند. او می بایست طرز کار اندامهای مختلف بدن را می آموخت، هر چند در آن زمان هنوز بسیاری از کشفها در مورد فرایندی زیست شناختی، انجام نشده بود.
فلمینگ رشته ی پزشکی را صرفاً برای فرار از کار دفتری انتخاب کرده بود. اما به زودی دریافت که به حرفه ای وارد شده که برایش بسیار مناسب است. موضوعی نبود که توجه او را جلب نکند و به زودی، به سبب بردن جوایز مختلف، در میان دانشجویان پزشکی شهرت یافت.
اما زندگی فقط درس خواندن نبود. او با اشتیاق فراوان وارد زندگی اجتماعی بیمارستان شد. او در تیم واترپلوی بیمارستان بازی می کرد، به گروههای نمایشی و بحث و گفتگوی بیمارستان پیوست و عضو باشگاه تیراندازی شد. در ژوئیه ی 1904، در بیست و دو سالگی، فلمینگ در نخستین امتحانات رشته ی پزشکی قبول شد. او تصمیم گرفته بود جراح شود.
با پشت سر گذاشتن نخستین امتحانات، دانشجویان دیگر وقت خود را در کلاسهای درس نمی گذراندند، بلکه به بخشهای مختلف بیمارستان و بخش سوانح می رفتند. آنها معمولاً در بخش دنبال پزشکی را می افتادند تا ببینند او چگونه بیماران را معاینه می کند. آنها باید می آموختند که در بیمار دنبال کدام نشانه ها بگردند و چگونه این نشانه ها را کنار هم بگذارند تا تصویر کاملی از بیماری پیش چشمشان مجسم شود و بر اساس آن بتوانند مداوای بیمار را شروع کنند.

آشنایی با محدودیتهای پزشکی

البته دانشجویان پزشکی چیزهای زیادی می توانستند بیاموزند، اما در آن روزها برای مداوای بسیاری از بیمارانی که در بیمارستانهایی مثل سنت مری بستری می شدند، از دست پزشکان کار زیادی برنمی آمد.
از کشف پرتو ایکس فقط 9 سال گذشته بود و چندین دهه طول می کشید تا بیمارستان سَنت مِری به این دستگاه مجهز شود. پزشکان اندامهای بدن انسان را به طور کامل می شناختند، اما درباره ی این که این اندامها دقیقاً چگونه با هم کار می کنند و هر یک چه کاری انجام می دهد، اطلاعات زیادی نداشتند.
دانشمندان تازه کشف اسرار مکانیسمهای مبارزه ی بدن انسان با بیماریها را شروع کرده بودند و هیچ کس نمی توانست در برابر ارتش بزرگ میکروبهایی که به بدن انسان هجوم می بردند، مقاومت کند. نبرد با میکروبها تازه آغاز شده بود.
فلمینگ، بدون آنکه خود بداند، از میان همه ی جاهایی که می توانست برای تحصیل پزشکی انتخاب کند، جایی را انتخاب کرد که بعضی از هیجان انگیزترین کارهای پزشکی در آنجا انجام می شد. یکی از استادان فلمینگ از پیشگامان این مبارزه ی جدید بر علیه بیماریهای میکروبی بود. او اَلمروت رایت نام داشت.
منبع: برچ، بِوِرلی؛ (1385)، آلگزاندر فلمینگ پیشگام در ساخت آنتی بیوتیک، ترجمه ی محمدرضا افضلی، چاپ اول.